عزیزای مامان هیچ باورم نمیشه که یک سال از عمر شما و چندین سال از عمر مامان بابا گذشت. خدا رو شکر میکنم که شما گلهای قشنگ صحیح و سلامت و زیبا هستیدو دوره نوزادی را به خوبی پشت سر گذاشتید. مامانیا هر چند مهمونی دادن با وجود دو قلو های نازنینی مثل شما خیلی سخت بود ولی دلمون نیومد عزیزای فامیل تو شادی اولین جشن تولدتون سهیم نباشند به کمک مامان بزرگ و عمه افسر تو 2 روز متفاوت 20 و 22 بهمن براتون جشن تولد گرفتیم. از اونجایی که قرار شد یک روز برای فامیل مامانی و یک روز فامیل بابایی باشند این تاریخ رو انتخاب کردیم که تعطیلی باشه و روز مبعث حضرت رسول هم این وسط شگون این دو جشن زیبا باشه. مهمانهای این دو روز رویهم نزدیک 35 نفری شدند بابا...